باز هم ثانيه ها اسم تو را جار زدند ودقايق همه امشب به تو تکرار زدند ساعت و فاصله و يادتو و عاطفه ها به هواي دل تو در دل من تار زدند و فداي شب شعرم و به چشمان تو هم همه ي خاطره ها پرچم بيدار زدند و سکوتي که در اين عقربه ها مي چرخند نکند در دل تو اسم مرا دار زدند
نکند در دل تو اسم مرا دار زدند ...
|+| نوشته شده توسط
مجتبی در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385
|